معرفي استان يزد

استان يزد حدود 551/131کيلومتر مربع مساحت(حدود98/7درصد از مساحت کل کشور) ودر حاشيه دشت کوير ولوت واقع شده است وچهارمين استان وسيع ايران بعد از استانهاي خراسان وسيستان وبلوچستان وکرمان است. جمعيت استان حدود 884 هزار نفر(47/1درصد جمعيت کل کشور)مي باشد.طبق آخرين تقسيمات کشوري ، استان يزد در سال 1380 داراي 10شهرستان ،21شهر،19 بخش و51دهستان بوده است. شهرستانهاي اين استان عبارتند از: يزد، ابرکوه ، اردکان ، بافق ، تفت ، صدوق ، مهريز ، ميبد ، خاتم و طبس

جدول شماره 1-تقسيمات استان يزد
 




جدول شماره2-مساحت-تعدادبخش-تعدادآبادي-تعدادشهربه تفکيک شهرستان
 




جدول شماره 3- -جمعيت شهرستانهاي استان يزد
 





جدول شماره4- صنايع استان به تفکيک نوع فعاليت
 




جدول شماره 5 - آثار وبناههاي تاريخي
 




تکيه امير چقماق
 




مسجد جامع يزد

خلاصه اي از تاريخ يزد


منطقه يزد ، يكي از سرزمينهاي باستاني اقوام ايراني و داراي ميراثي درخشان از فرهنگ و تمدن در ادوار مختلف تاريخي است . گرچه قدمت آبادي نشيني و تمدن در اين سرزمين از هزاره سوم پيش از ميلاد فراتر مي رود ، ولي نخستين كانونهاي تمدن در آغاز اين هزاره (هزاره دوم بعد از ميلاد) در جلگه يزد تكوين يافته است . منابع مكتوب پيدايش يزد را به عهد پيشداديان نسبت داده اند .

در طي قرون متمادي آبادي هاي كوچك و بزرگ متعددي در اين سرزمين پديد آمده و ازميان رفته است . آنچه اينك سرفراز از ميان ريگهاي روان در طي قرون متمادي و اعصار ، مصون از رخدادهاي محزب تاريخي بجا مانده يادمانهائي گويا از سرنوشت تاريخي اين سرزمين كه نشانگر فرهنگ و تمدني پر بار است .

مهمترين كانونهاي اوليه تجمع انساني در اين سرزمين عبارتند از : يزوك مهرپادين (مركز مهريز كنوني) ، فهرستان (احتمالاً اهرستان) ، پهره (فهرج) ، خورميش (خورميز) ، ارد (اردان) ، هرفته ، شواز، قلاع موبدان (ميبد) ، طزنج – ابركوه – زارچ – اشكذر – عقدا و … كه اين نامها از اسامي ايران باستان است . به لحاظ اهميت يزد در راس آباديهاي مزبور است كه عطيه خداوندي (يزدكرت) و محلي پاك و مقدس بوده است و به همين جهت در ادوار ما قبل اسلامي از اكناف واقصي نقاط ايران زمين براي زيارت پرستشگاهها به اين كعبه آئينهاي باستاني آمده و در آن مجاور مي شدند . واژه يزد از ( يسن ) اوستايي مشتق شده و بمعني پاك ومقدس ، فرخنده و مبارك آفريننده خوبيها و پاكيها مي باشد ، يزدان نيز از همين كلمه گرفته شده است .

برخي پيدايش يزد را از زمان اسكندر مقدوني مي دانند به جهت اينكه اين شهر به زندان اسكندر مشهور بوده است ، در حاليكه اين نظر درست نيست ، اگر چه محوطه اي بنام زندان اسكندر در يزد وجود داشت ولي قرنها قبل از اسكندر در اين حدود شهر بزرگ و مهمي واقع بود كه ايساتيس يا فرافر نام داشت .

اما درباره شهرت يزد به (كث) و (كثه) اين دو كلمه در فارسي باستان به معني كوچك است . و اكنون نيز اين دو كلمه بين مردم دهات اطراف يزد و نائين معمول مي باشد . متناقض آن (مث) و (مثه) به معني بزرگ است . شايد در مقايسه با ايساتيس كه شهر بزرگ بوده ، در دوره اي كه هنوز يزد وسعت چنداني نداشته بنام (كثه) يعني شهر كوچك معروف شده است .

يک نقشه قديمي از استان يزد


مورخين يوناني ، شهر كهن و باستاني ناحيه يزد را ايساتيس مي خوانده اند ، كه احتمالاً پس از ويراني آن شهر كثه پديد آمده است ، كثه هسته اوليه شهر فعلي يزد و مركز حكومتي و اقتصادي منطقه يزد در قرون اسلامي بوده است . يزد در دوران عثمان (دهه سوم هجري) فتح گرديد و ازاين زمان تا پايان حكومت امويان واليان عرب بر اين منطقه حكومت كردند ، در عهد عباسيان ، نماينده ابومسلم حاكم يزد گرديد و از آن پس خطه يزد توسط حكام ايراني اداره شد. عصر زرين حكومت در يزد دوراني است كه آل كاكويه و اتابكان (عصر سلجوقي) بر منطقه حكمراني كرده اند . در اين روزگار عمران و آباداني رونق گرفت ، كاريزهاي متعددي ساخته شد ، راهها امن گرديد ، تجارت و توليد منسوجات يزدي ثروت انبوهي ببار آورد كه پشتوانه اي براي ايجاد رباطها ، كاروانسراها ، برج و باروها و ابنيه مذهبي و حكومتي و توسعه شهرها گرديد. با حمله مغول به ايران يزد چون ساير بلاد دوران سياهي را سپري نمود ولي در روزگار آل مظفر عصر فترت مغولي به پايان رسيد و حيات اقتصادي ، اجتماعي در اين منطقه رونقي مجدد يافت . در اين روزگار شهر يزد توسعه يافت و برج و باروهاي جديدي احداث شد . قلاع متعددي در منطقه بنا گرديد و آباديهاي بسياري پديد آمد . بعد از اين دوران حكام متعدد غير محلي بر منطقه يزد سيطره يافته و به مرور رونق مظفري دچار وقفه گرديد . اين وضع تا دوران شاه عباس صفوي به جا ماند .

درعصر شاه عباس و در دوران نادري و زنديه عليرغم فراز و نشيبهاي متعدد ، ناحيه يزد اعتلاي درخور توجه و شاياني يافت . به ويژه در سالهاي حكومت محمد تقي خان و فرزندانش كه از حكام محلي بودند ، بسياري از تاسيسات ، ابنيه مهم و ميراث تاريخي با ارزش متعلق به اين دوران است . يزد گرچه در آغاز دوران قاجاريه به ويژه در زمينه تجارت از وضعيت بالنسبه مطلوبي برخوردار بود ولي در سالهاي پاياني قاجاريه و در استانه قرن اخير همانند ساير مناطق كشور دچار تحولات نامطلوب و وضعيت نابساماني گرديده و هيچگاه رونق و شرايط شكوفاي گذشته هاي تاريخي را باز نيافت .

در قديم شهر يزد داراي هفده محله بنامهاي زير بوده است :

محله اميرچخماق - محله كسنويه - پشت خان علي - كوچه ميرقطب - تكيه ناظم - گازرگاه - خواجه خضر - گودال مصلي - دارالشفاء - تل - شاه ابوالقاسم - محمود آباد - صدري - ميدان شاه - فهادان - وقت الساعت - قلعه كهنه